حسن حسن زاده آملى
11
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
توحيد و موجب تقّرب انسان به مبدأ المبادى است . عقل كشتى ، آرزو گرداب و دانش بادبان * حق تعالى ساحل و عالم همه درياستى « 1 » نخستين كتاب جامع روائى عظيم الشأن « كافى » در عقل است و بعد از آن كتاب فضل علم است ، چه علم ، عقلپرور است و طعام و غذاى حقيقى روح است . و پس از آن كتاب توحيد را عنوان كرده است كه معرفت توحيد حقيقى ، مبتنى بر عقل به علم پرورده است . اين حسن صنيعت ثقة الاسلام كلينى قدّس سرّه العزيز خود آيتى با هر از قدرت نيروى عقل آن عالم جليل است كه اساس دين و معارف را عقل قرار داده است ، و كاخ رفيع بنايش اعنى كتاب « كافى » را بر آن نهاده است . حكيم الهى ارسطو را سخنى نغز است كه ابن جمهور احسائى در اواخر « مجلى » كه در تجرّد نفس ناطقهء انسانى بحث كرده است ، بدين عبارت آورده است . « قد سئل ارسطو كيف عمى النفس عن معرفة نفسها و هى أمّ الحكمة ؟ فقال : اذا غابت الحكمة عن النفس عميت عن نفسها و غيرها كما يعمى البصر عن نفسه و غيره اذا غاب عنه المصباح » . حجّه الحقّ ابو على سينا در رسالهء « معراجيّه » فرمايد : « هرچه محسوس است در مرتبهء شرف و كمال نيست بلكه كمال و شرف و بزرگى معقول راست ، و عقل هميشه روى به بالا دارد ، به زير ننگرد و از شريف به خسيس نيايد . هيچ دوست ، آدمى را زيادت از درك معقول نيست ، و فرق ميان علم و عقل جز به نام نيست اما در حقيقت يك قوّت است كه پذيرا و دانا است ، همانكه پذيرد داند و همانكه داند پذيرد . عزيزترين انبياء و خاتم رسولان صلّى اللّه عليه و آله چنين گفت با مركز حكمت و فلك حقيقت و خزينهء عقل ،
--> ( 1 ) - از قصيدهء معروف ميرفندرسكى .